محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
74
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
و به پرستش خداى يگانه رو كنند و به راه راست هدايت گردند و طريق عقلايى خود را دريابند ، لذا ابراهيم به جاى اعتراف به عمل خود ، گفت : « بلكه بزرگ خدايان شما ، بتها را شكسته است ، اگر سخن مىگويد از او سؤال كنيد . » « 1 » اعتراف و لجاجت مخالفين ! برهان ابراهيم عليه السّلام ، تزلزلى شديد در مبانى فكرى قوم ايجاد كرد و آنان را چنان تحت تأثير قرار داد كه متوجه خواب غفلت خود شدند ، لذا عدهاى از آنها روبه ديگران نموده و گفتند : شما خود ستمگريد كه خدايان را بدون نگهبان و مراقب رها كرديد . حيرت ، آنان را فراگرفت ، ناراحتى زبانهايشان را به لكنت انداخت ، سرهاى خود را با تأمل به زير انداختند ، افكار ناقص و پراكنده خود را متمركز كرده و گفتند : اى ابراهيم ! تو ميدانى كه اين بتها به پرسشى ، پاسخ نمىدهند و جوابى از ناحيهء آنها صادر نمىشود ، چگونه ما قادريم كه از آنها سؤال كنيم ؟ ! چگونه از ما انتظار دارى كه از آنها گواه بخواهيم ؟ ! در اينجا فردفرد قوم بالاجبار اقرار كردند كه خدايانشان از شنيدن عاجزند و از حوادثى كه در اطرافشان مىگذرد ، بىخبرند و اتفاقاتى را كه براى آنها مىافتد ، درك نمىكنند . اينها قدرت دفع تجاوز و رفع مكر و كيد از خود را ندارند . ابراهيم عليه السّلام آنان را در اصرار به جهل و پافشارى بر باطل سرزنش كرد و تأسف خورد چرا پس از آشكار شدن حق ، بر باطل خود استوارند ؟ ابراهيم از غفلت و مجادله قوم عصبانى شد ، زيرا مىديد كه صبح حقيقت دميده است ولى ايشان هنوز در خواب غفلتند . ابراهيم آنان را به تفكر در گفتار خويش و دقت در دعوت خود تشويق نمود و گفت « آيا به جاى خداى يكتا موجوداتى را پرستش مىكنيد كه ذرهاى نفع و ضرر به حال شما ندارند ؟ » « 2 » « اف بر شما و آنچه به جاى خدا مىپرستيد ، چرا تعقل نمىكنيد ؟ » « 3 »
--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه : 63 ؛ « بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ » . ( 2 ) . سوره انبياء ، آيه : 66 ؛ « أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً . . . » ( 3 ) . سوره انبياء ، آيه : 67 « أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ . . . » .